جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

361

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

جاى تناقض‌گوئى باشد در بيرون شهر واقع گرديده است و آن منارهء دورافتاده‌اى است كه ايرانيان ( در وضع و حال افسانه‌وارى ) خسرو گرد مىنامند كه چهار ميل از ديوارهاى شهر كنونى فاصله دارد ، ولى جاى ترديد نيست كه پيش از آنكه سلطان محمد خوارزمشاه آنجا را خراب كرده باشد در درون شهر واقع بوده است . من گمان نمىكنم هيچ وقت احدى مجذوب بناى اين برج شده باشد كه آثار معمارى عرب از سرو وضعش هويداست . روزى صبح زود سواره به عزم ديدنش رفتم قله‌هاى جبال شمال و جنوبى شهر پوشيده از اولين برف زمستانى و در مقابل تابش آفتاب بسيار زيبا بود و اشعهء خورشيد صبحگاهى سرپوش‌هاى ليز و دانه‌هاى سرخ‌فام و ارغوانى كوه را نيز خيلى باشكوه نموده بود . اودونوان بدون تناسب ولى انصافا مناره را با دودكش كارخانه اشتباه كرده بود ولى اين تصور به محض اين‌كه قدرى جلوتر رفتيم رفع شد چون آشكار است كه آن منار تك و بلندى است با 100 پا ارتفاع و بوسيلهء آجر طورى آن را ساخته‌اند كه طرح و نگارى بر سطح خارجى دارد كه به صورت پيچيده تا رأس منار امتداد مىيابد . دو رشته كتيبه‌هاى كوفى هم آجرها را مزين ساخته است . سر ستون شكسته است و بنابراين بدنه شكل ناتمامى دارد و مناره از پايهء چهارگوش بوسيلهء ساروج و سنگ‌ريزه برپا گرديده و تا عمق شش پا تمام آن ديده مىشود و بر سكوئى با ارتفاع هشت پا برپاست و در گوشه‌هاى آن چند در هست كه با ستون‌هائى كوتاه و ديوارهء گلى محصور گرديده است . فريزر در سال 1832 و اودونوان در 1880 از پله‌ها بالا رفتند كه حالا خراب است . تاريخچهء آن - هر مسافرى كه به خواندن خط كوفى آشنا باشد دربارهء تاريخچهء اين بناى جالب‌توجه دچار ترديد نمىشود چون تاريخ كتيبه 505 هجرى معادل 1110 ميلادى است كه سلطان سنجر در زمان پادشاهى سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقى حاكم خراسان بود . منار در موقع هجوم افغانها در سال